ali_zg44 Profile Image - @ali_zg44.81

صفحه اينستاگرام ali_zg44 (@ali_zg44.81)

  • ali_zg44 السلام علیک یا عليِ بْنِ موسَي الرِضَا المرتضي . . #جهاد . . عکس که میگیرم انگار حال ارام میشود...🖤

146 پست

1.7k دنبال کننده

197 دنبال شونده

loading...
بدون شرح !!! یه کیک خوشمزه😋 !!! 😋 #کیک #تولد
در یک روز گرم و آفتابی شاخه ای از یک درخت مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند و به دنبال آن برگ های ضعیف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند. شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد تا اینکه تمام برگ ها جدا شدند و شاخه از کارش بسیار لذت می برد. برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبیده بود و همچنان در مقابل افتادن مقاومت می کرد. باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشکی که می رسید آن را از بیخ جدا می کرد و با خود می برد. وقتی باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با دیدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد. بعد از رفتن باغبان مشاجره بین شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندین و چند بار خودش را تکاند تا اینکه به ناچار برگ با تمام مقاومتی که داشت از شاخه جدا شد و بر روی زمین افتاد. باغبان در راه بازگشت وقتی چشمش به آن شاخه افتاد بی درنگ آن شاخه را از بیخ قطع کرد. شاخه بدون آنکه مجال برای اعتراض داشته باشد بر روی زمین افتاد که ناگهان صدای برگ جوان را شنید که می گفت : اگرچه به خیالت زندگی ناچیزم در دست تو بود ولی همین خیال واهی پرده ای بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کنی نشانه ی حیاتت من بودم. #درخت #برگ #حیات #غرور #طبیعت_زیبا #عکاسی #منظرها #
#طنز هیچ کس کامل نیست روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید: ملا، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی؟ ملا در جوابش گفت: بله، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم دوستش دوباره پرسید: خب، چی شد؟ ملا جواب داد: بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم، چون از مغز خالی بود به شیراز رفتم: دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا، ولی من او را هم نخواستم، چون زیبا نبود ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود. ولی با او هم ازدواج نکردم دوستش کنجاوانه پرسید: چرا؟ ملا گفت: برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت، که من میگشتم , - : , ? , ", , : , ? : , , . : , , . . : ? #هیچکس #کامل #نیست #طنز #طبیعت #منظره # # #جهاد
آشوبم #آرامشم تویی.... . . . ' #ارامش #فقط #او _
گاهگاهی دل من میگیرد، بیشتر وقته غروب، آن زمانى که خدا نیز پر از تنهاییست واذان در پیش است، من وضو خواهم ساخت، از خدا خواهم خواست که توتنها نشوى و دلت پر زخوشى ها باشد #غروب #تنهایی #وقت_خوش #بندگی #خدا #مناظر_طبیعی _
به دنبال کسی باش که تو را به خاطر زیبایی های وجودت زیبا خطاب کند نه به خاطر جذابیتهای ظاهریت . . . #عشق #محبت #ظاهر
جاده های زندگی ما همیشه پر از سر بالا و سرازیری بوده ولی قشنگین به این بوده که همیشه یه کسایی با ما هستن که با وجود اونها ادم یادش میره از سختی های راه ممنون #پدر_مادر ممنون #خانواده ممنون #رفقاء #جنگل #نوکنده #طبیعت #منظره_طبیعی #زیبایی #📷
شب تولدم این گل رو تقدیم میکنم به تمام رفقام و دوستان و ... امیدوارم همیشه شاد و شنگول و خوب باشید از همه کسایی هم که تبریک گفتن تشکر میکنم👍 #شب_تولدم #تولد #رفقا #منظره #آب_بندان # #
گاهی وقتا یه جرقه کوچیک یه باغ رو به #اتیش میکشونه سعی کنیم یه کاری نکنیم که زندگی ها #رفاقتا #دوستی_ها و ... با جرقه حرفامون خراب بشه... منظورم با کس خاصی نیست هاا کلی گفتم البت اوناییی ک دوست دارن ب خودشون بگیرن😊 #اتیش #جرقه💥 #زبون #خرابکاری #رفاقت #عکس #منظره # #
دیدن... چقدر نعمت بزرگیه این نعمت👁👁 خدایا ممنونتم که چشمی دادی به ما که بتونیم زیبایی های خلقتتو ببینیم #چشم #نعمت_الهی #عکس #منظره
شب اخر شد و این محرم هم تموم شد خدا کنه سال دیگه هم زنده باشیمو برا اربابمون سیاه بپوشیم #یا_زینب #شمع #شب_اخر #محرم #سیاه_پوش #لباس مشکی #امضاء